شنیده بودم که میگفتند اگر زخم جانبازان شیمیایی را دیدی و بر آن بوسه زدی مردی ، شنیده بودم که میگفتند اگر زخم ها و تاول ها سر باز کنند حکایتی بی پایان میشوند، شنیده بودم که جانبازان شیمیایی در هنگام تشدید مشکلات ریوی و سرفه های بی پایان نه از درد طاقت فرسای سرفه های خشک که از سر دوری هم قافله ای ها و رفقای شهیدشان بغض میکنند و در خود میگریند،شنیده بودم که سوزنها و تیغ های جراحی آنقدر که به این پیکر مطهر میخورند دیگر شرمشان میشود که دردی مضاعف به دردهایش بیافزایند،شنیده بودم که اسپری تنفسی و مشت مشت قرص و تخت بیمارستان ، بعد از جنگ جای رفقای شهید و دوستان دیروزشان را پر کرده است و یارُ غم خوار این دلیرمردان و دریادلان شده است ... اما شنیدن کی بود مانند دیدن، باید با این دلاوران و دریادلان همنشینی کنی تا بدانی چه میگویم.
سرفه ها گویی پایان ندارد،نخیر این سرفهها تمامي ندارد. هر روز از روز ديگر پر صداتر ميشود. هر روز دشوارتر و تحمل ناپذيرتر. هر چه روزها ميگذرد و بیماری تشدید میشود آن صدای پرصلابت کمتر و کمتر به گوش ميرسد.اگر اهلش باشی حرف های بی پایان و ناگفته هایش را از چشمانش میخوانی.اگر زخم ها سر باز کند حکایتی بی پایان دارد ،حکایتی بی پایان از نامردی و نامروتی آنان که در جام دزدی حرفه ایند و در سرسره بازی بر خون حرفه ای تر.
در یاداشتی اشاره کردم که کلکسیون ترکشهاست،در کنار قلب،در سر،پا،گردن،زخم کمر که سر باز میکند ما گریه میکنیم او میخندد،میگویم
آقا سید درد این زخم اذیتت نمیکند اگر من بودم امانم را بریده بود میگوید آنچه ما را اذیت میکند این دردها نیست بلکه آنچه ما را عذاب میدهد و امانمان را بریده است درد نامروتی اینهاست که از خدا هم حزب اللهی تر شده اند و خون مردم را در شیشه کرده اند.همیشه میگوید دفاع مقدس و جنگ با اتمام 8 سال برای ما تمام نشد بلکه پس از 8 سال جنگ ،دفاع و مبارزه اینبار با دشمنی داخلی برایمان با شکلی دیگر ادامه پیدا کرد.اینبار دیگر دشمنانمان خارجی ها نبودند دشمنان ملت و کشور آنان بودند که پس از جنگ همه چیز را فراموش کردند یا در همان حین جنگ هم به فکر پر کردن جیب هایشان بودند و امروز با نام شهدا و انقلاب تمام سرمایه های این مملکت را به یغما برده اند بغض که میکنیم و ناراحتیمان را که حس میکند می خندد و میگوید ما که تا آخر ایستاده ایم.
آقا سید درد این زخم اذیتت نمیکند اگر من بودم امانم را بریده بود میگوید آنچه ما را اذیت میکند این دردها نیست بلکه آنچه ما را عذاب میدهد و امانمان را بریده است درد نامروتی اینهاست که از خدا هم حزب اللهی تر شده اند و خون مردم را در شیشه کرده اند.همیشه میگوید دفاع مقدس و جنگ با اتمام 8 سال برای ما تمام نشد بلکه پس از 8 سال جنگ ،دفاع و مبارزه اینبار با دشمنی داخلی برایمان با شکلی دیگر ادامه پیدا کرد.اینبار دیگر دشمنانمان خارجی ها نبودند دشمنان ملت و کشور آنان بودند که پس از جنگ همه چیز را فراموش کردند یا در همان حین جنگ هم به فکر پر کردن جیب هایشان بودند و امروز با نام شهدا و انقلاب تمام سرمایه های این مملکت را به یغما برده اند بغض که میکنیم و ناراحتیمان را که حس میکند می خندد و میگوید ما که تا آخر ایستاده ایم.
بستری شدن در بیمارستان برایش عادی شده است خونریزی داخلی و حساسیت های پوستی ،تشدید جراحات شیمیایی هر بار او را به قول خودش به رفیق پس از جنگش(تخت بیمارستان) میرساند. باز هم آقا سید رضا روانه بیمارستان شده است آنهم نه در کشوری که برایش جانش را بر کف دست گرفته ، نه در آن مرزو بومی که از ناموس و شرف و کیانش سالها دفاع کرده،بلکه در غربتی سرد بر تخت بیمارستان آرام گرفته است و هنگامی که با او صحبت میکردم گفتم دوستان نگرانند و میگویند چرا از شما خبری نیست ، در حالی که سرفه میکرد سعی نمود صدایش را مثل همیشه پر صلابت کند و گفت به دوستان سلام من را برسان و بگو "من در این میدان تا آخر ایستاده ام،هیچ مسئله ای نمیتواند من را از این راه پر ثواب مقابله با باطل و ظلم جدا کند هر چه زودتر برخواهم گشت" از دوستان تقاضا میکنم برای سلامتیش دعا کنند تا این دلیر مرد عرصه جنگ و جهاد هر چه زودتر از بیمارستان مرخص گردد.
ویدئویی که در بالا قرار دادم بخشی از مستندی است که شبکه پنج ،در سال 86 از وی در مدیه تهییه نموده است.تکه ای از آن که به مجروحیت هایش اشاره میکند و خیلی بر دل من می نشیند و هر بار اشکانم در حین روایت مجروحیت هایش سرازیر میشود را بریده ام و در اینجا قرار دادم.کامل آنرا در این آدرس میتوانید مشاهده فرمایید.
با تشکر از جناب آقای احسان سلطانی ، به دلیل تهیه ی این متن.
علیرضا محمدی
9 نظرات:
با سلام ودرود به سرباز راستین ملت ایران !( سردار مدحی )آنکه در راه نجات مردم ستمدیده ایران از همه چیز خوددربالا ترین مقام گذشت ،،،،،،،،
او امروز باداشتن بیماریهائی از یادگار دفاع از وطن تلاش میکند که این مردم بی پناه را از شر حاکمان جور وستم برهان ، ولی در عوض میبینیم که این بی شرمان با آگاهان وسازندگان ایران چه میکنند.
محکومیت ۱۱ سال حبس وکیل برجستهء حقوق بشر، نسرین ستوده
نسرین ستوده به ۱۱ سال حبس تعزیری ، ۲۰ سال محرومیت از ارائهء خدمات حقوقی و وکالت و همچنین ۲۰ سال ممنوعیت از خروج کشور محکوم شده است . قاضی وی را به پنج سال حبس به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی،” پنج سال به اتهام “عدم رعایت حجاب اسلامی در یک فیلم سخنرانی،” و یک سال حبس برای “تبلیغ علیه نظام” محکوم کرده است.
نسرین ستوده وکیل مدافع عدهء زیادی از کسانی بوده است که بعد از اینکه حق خود را در اعتراض به انتخابات مورد مناقشهء سال ۱۳۸۸ اجرا کردند، به صورت خودسرانه دستگیر و محکوم شده اند. محکومیت نسرین ستوده، جزیی از یک حملهء سازماندهی شده علیه وکلای مدافع و فعالان حقوق بشر در ایران است. در تاریخ ۱۷ دیماه، شیوا نظرآهاری، یکی از بنیان گزاران کمیتهء خبرنگاران حقوق بشر و یک کنشگراجتماعی برجسته به چهار سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. در تاریخ ۸ آبان سال جاری، شعبهء ۱۵ دادگاه انقلاب تهران وکیل برجستهء ایرانی، محمد سیف زاده را به نه سال حبس و ده سال محرومیت از حرفهء حقوق محکوم کرد
مرگ بر حاکمان جنایتکار و قوانین ضد انسانی قرون وسطائی
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود
عمده بیماری ایشان مربوط به عوارض سلاحهای شیمیایی است. بودند کسانی که دچار همین عوارض شدند ولی در همان کشور های خدانشناس سازنده همان سلاحهای شیمیایی درمان کامل شدند بدون اینکه موقعیت سیاسی خاصی داشته باشند. نمی دانم آقای سید رضا چرا با وجود اینکه دارای موقیعت و نقش بسیار حساسی در مبارزه علیه این حکومت شیطانی دارند از درمان کامل و موثر امتناع می کنند؟ امیدوارم متوجه باشند که نبود ایشان چه ضربه بزرگی برای جمع یاران خواهد بود
از خدای متعال شفای عاجل ایشان را می طلبم
فساد سفارت ايران در هند و کنسول گری های تابعه :
سردار به داد بچه های ايران در هند برسيد.
سفير بی لياقت ايران در هند به خاطر فساد اداری پدر بچه ها رو در آورده.پليس هند
با ايرانيها مثل سگ رفتار ميکنه ،. سردار تو رو خدا به داد ما برسيد
فساد سفارت ايران در هند و کنسول گری های تابعه
سیل اشک و دعای ما بدرقه راه سید باد سید جان بمان تا پیروزی را با هم جشن بگیریم رها شمال افریقا
hamishe arezomande salamati va moshtage didare shoma hastim seyed jan khorram
Ba doroud be sarbaze vatan SARDAR MADHI va tamamiye AZAAD MARDAN VA SHIR ZANAN IRAN ZAMIN MAHDE DALIRAN.
Ghar neghah dare man un ast keh man midanam
Shisheh ra dar baqhale sangh neghah
.midarad
SARDAR be omide salamati sariatare
shoma va hamrahi ba jonbeshi keh ba
yarane ghadim va doustane jadid be
jahte azadie vatan banaw nahdeh ta
be samar residane miveyeh shirine
azadi va pirouzi ba khanevadyeh mohtarame khod dar zire saghfi beh
vousate IRAN
با آرزوي بهبودي براي ايشان و تمامي كساني كه در راه حفظ اين مملكت از سلامتي و جان خود گذشتند براي همه ايشان دعا مي كنيم
پاسخ به نگارنده مطلب
"" ناشناس گفت...
افشا گری 3 عليه سفارت ايران در هند""
لطف مطالب خود را مستدل ارسال تا بصورت یک پست منتشر شود.
با تشکر
ارسال يک نظر